نویسنده :
مرضیه نصیری - ساعت ٦:۳۱ ب.ظ روز شنبه ٢ بهمن ،۱۳۸٩
قسمت مباد که به فتوای آب و نان
مشغول آب و دانه گردد کبوترم
ای آسمانیان! که زمین جایتان نبود
مانده است خاطرات شما لای دفترم
باشد حرام، شیر حلالی که خورده ام
روزی اگر ز خون شما ساده بگذرم
نویسنده :
مرضیه نصیری - ساعت ٥:٠٢ ب.ظ روز شنبه ۱۱ دی ،۱۳۸٩
چه خوشست من بمیرم به ره ولای مهدی
سر و جان بها ندارد که کنم فدای مهدی
نویسنده :
مرضیه نصیری - ساعت ٧:٢٦ ب.ظ روز پنجشنبه ٩ دی ،۱۳۸٩
السلام على الحسین، وعلى علی بن الحسین، وعلى أولاد الحسین، 
نویسنده :
مرضیه نصیری - ساعت ٧:۱۳ ب.ظ روز پنجشنبه ٩ دی ،۱۳۸٩
ما بعد از شما هیچ نکردیم!!!
لباس های خاکی تان را در میدان های مین و لابه لای سیم خاردارها رها کردیم،عهدمان را شکستیم و دعای عهد را فراموش کردیم،زمان ندبه و سمات را گم کردیم.
شربت های صلواتی را با نسیان بر زمین ریختیم و به عطش خندیدیم.
بر تصاویر نورانی تان روی دیوارهای شهر رنگ غفلت پاشیدیم و پوستر تبلیغاتی نصب کردیم.
تاول شیمیایی را از یاد بردیم و غیرت ها را به بهایی اندک فروختیم...
عشق را به بازی گرفتیم و از خونهایتان به راحتی گذشتیم...
اما باز هم امیدی هست!!!
آری ! تا ولایت هست هنوز امید داریم.
نویسنده :
مرضیه نصیری - ساعت ٧:٠٢ ب.ظ روز پنجشنبه ٩ دی ،۱۳۸٩
سلام
سلام به تو ای دوست من
بیا با هم به یه سفر بریم
بیا پشیمون نمیشی
حاضری؟ پس بریم...
این جا سرزمین عاشق هاست
این جا که می یای دل از هر چیزی غیر خدا بردار .
از کجاش بگم از زمین ، از آسمون یا از آب ،از شلمچه ، طلائیه ،
دوکوهه ، هویزه ، دهلاویه ، خرمشهر ، اروند یا از فکه
من دفعه اول که رفتم نمی دونستم که کجا می خوام برم
نمی دونستم که به کربلا ایران دعوت شدم
حالا می خوام از شلمچه بهشت رو زمین بگم
همین که گفتن این جا شلمچه است همه با هم کفشا را درآوردیم می دونی
چرا آخه اونجا محل عبور ملائکه است
اونجا محل ریختن خون یاران خمینی است
معراج شهدا ...
یادش بخیر اون روز تو شلمچه روز تشیع شهدا گمنام بود یه گوشه تو
معراج شهدا ایستاده بودم گفتم میشه من پیش یکی از شهدا بشینم درد ودل
کنم گفتم من که سعادتش و ندارم یه وقت دیدم یه پیکر پاک شهید پیکر چه
عرض کنم استخون های یه شهید گمنام رو گذاشتند جلوی پام
نشستم هی می گفتم خدایا ممنونم نشستم و هرچی که میخواستم گفتم و
گریه کردم
گریه خوشحالی واسه اینکه شهدا منو به این جا دعوت کرده بودند
سلام برتو ای شلمچه ای کربلای ایران
شلمچه سرزمین با شرافتی است که شرافت خود را از دو حادثه و دو قافله و دو قدم دریافت کرده است . قافله ی از مدینه به سوی خراسان حرکت کرد ، امیر این قافله حجت خدا حضرت علی ابن موسی الرضا (علیه السلام) بود که در مسیر خویش از بصره به سوی اهواز بر خاک شلمچه قدم نهاد و شبی را در نخلستان این منطقه بیتوته کرد.
قافله دیروز مولا ، ردپایی از خود برجای گذاشت که شیعیانش در دفاع مقدس ، در منطقه شلمچه جاده امام رضا (علیه السلام) را امدند و سینه ها را سپر کردند و با فریاد " یا زهرا (س) " خون دادند که دیگر به اسلام سیلی نزنند و مولایشان را به ولایتعهدی مامون نبرند.
در شلمچه اگر اهل دل باشی می تونی صدای پای فرشته ها را به وضوح بشنوی